تبليغاتX
نمایش تهرن

نمایش تهرن

تهرن
كارگردان:محمود استاد محمد
عكس:رضا معطریان

+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 اسفند1386ساعت 14:26  توسط   | 

"تهرن" مشروطه را در قالب پدیده‌ای تاریخی بررسی می‌کند
کارگردان نمایش "تهرن" در نشست نقد و بررسی این نمایش در خبرگزاری مهر هدف از اجرای "تهرن" را نشان دادن مسئله مشروطه به عنوان پدیده مستند تاریخی و تلفیق آن با فضایی افسانه‌ای عنوان کرد.

به گزارش خبرنگار مهر، محمود استادمحمد در این نشست درباره شیوه اجرایی آثار خود گفت: "کوشش می‌کنم درگیر شیوه نشوم و به همین خاطر هیچ نمایشی ندارم که شبیه به دیگر آثارم باشد. به عنوان مثال "آسید کاظم" ربطی به "شب بیست و نهم" ندارد و "خونیان و خوزیان" نیز شبیه دیگر کارهایم نیست. "دقیانوس" تنها کاری است که بر اساس یک قصه قرآنی نوشتم که پیش از انقلاب چاپ شد."

کارگردان "تهرن" افزود: "آخرین کارم که "دیوان تئاترال" نام داشت، اثری موزیکال بود که به همراه موسیقی و فانتزی روی صحنه رفت و این دو عنصر در هیچکدام از کارهای قبلی ام به این صورت حضور نداشتند. در "تهرن" مسئله مشروطه به عنوان پدیده تاریخی نه سیاسی برایم مهم بود و آن را با بن‌مایه‌ای مستند در تلفیق با فضایی افسانه‌ای نشان دادم."

وی درباره این تلفیق گفت: "مسئله "تهرن" و آنچه به عنوان باد جن وجود دارد مسئله‌ای دراماتیک است که پتانسیل نمایشی دارد. تلفیق تهرن و حادثه تاریخی مشروطه خیلی خوب جواب داد. در آئین زار کسی که باد جن کافر بر او سوار می‌شود "تهرن" است، یعنی او را از اجتماع بیرون می‌کنند و به غل و زنجیر می‌کشند تا بمیرد."

این کارگردان تئاتر ادامه داد: "من یک مشروطه‌خواه را محکوم به عقوبت پرومته‌وار تهرنی نشان دادم که موضوعی مهم برایم بود. البته شخص مشروطه خواه تهرن نشد، اما کسانی که در حلقه ارتباط با وی قرار گرفتند محکوم به تهرن شدند. مشروطه عقیم ماند و پهلوی مشروطه را تهرن کرد. آنچه من در بطن این نمایشنامه به آن دلبستگی زیادی دارم تهرن شدن مشروطه است."

استادمحمد گفت: "در برهه‌ای از زمان مردم خود را از زیر بار سلطنت مستبد و بدون هویت بیرون کشیدند و مشروطه را به دست آوردند و بهای آن را نیز پرداختند. اما رضا شاه با نداشتن شناخت کافی مشروطه را انکار کرد. انکاری که باعث از بین رفتن زحمات افرادی چون ستارخان و باقرخان و نظیر آنها بود. این تهرن شدن برایم بسیار مهم بود و می‌خواستم در نمایش به آن اشاره کنم."

وی درباره استفاده سیاستمداران مستبد دوره قاجار و پهلوی از خرافات و نگاه نمایش "تهرن" به آن یادآور شد: "این به عنوان یک نگاه استعاری در بافت نمایش مورد استفاده قرار گرفته است. اما واقعیت برای من در حد این استعاره نبوده است. وقتی پهلوی قدرت داشت نمی‌شد حتی سالگرد پیروزی مشروطه را به زبان آورد. ما به عنوان اهل فرهنگ و هنر پروا داشتیم که نام مشروطه را به زبان نیاوریم. اینجا این مطرود شدن مشروطه زخم قدیمی من بود که خواستم تا حدودی التیام پیدا کند."

اصغر همت بازیگر نقش ملک دیوان در نمایش "تهرن" درباره موضوع نمایش گفت: "اولین باری که متن را خواندم آنچه در نمایشنامه نامه توسط شخصیت‌ها گفته می‌شد ذهنم را مشغول نکرد، بلکه تقابل جهل و خرافه با روشنفکری بود که جلب توجه کرد. خوب که دقت کنید در طول تاریخ از اسطوره‌ای نظیر پرومته گرفته تا قرون وسطی تهرن‌ها وضعیت نامناسب‌تر داشتند. شاید چیزهایی که من اشاره می‌کنم در ناخودآگاه جمعی نمایش "تهرن" برای استادمحمد اتفاق افتاده باشد."

وی افزود: "من تنها به مقوله زار یا مشروطه یا ملک دیوان توجه نکردم، بلکه برایم بسیار مهم است در کاری حضور داشته باشم که حرفی کلی را می‌خواهد به مخاطب منتقل کند. تهرن شدن‌ها تمامی ندارد و در مقاطع زمانی مختلف حکم اقلیت را پیدا می‌کنند. هنرمندانی که در برابر استالین بلند شدند و همچنین مشروطه‌خواهان ما و نظایر آنها بحق بودند ولی در اقلیت قرار گرفتند."

هدا ناصح بازیگر نقش خورشید در نمایش "تهرن" نیز درباره موضوع نمایش و نحوه ارتباط برقرار کردن با آن گفت: "من یک هفته قبل از اجرا به گروه ملحق شدم و به همین خاطر متن را سه روزه حفظ کردم تا به سرعت خود را به دیگر بازیگران گروه برسانم. دیالوگ‌های نمایش فاخر بود و من باید نقش دختر ناصرالدین شاه را بازی می‌کردم که از سن من نیز بالاتر بود. سعی کردم در کلیت شخصیت قرار بگیرم. به همین خاطر شروع به خواندن کتاب‌هایی درباره مشروطه و زمان قاجار کردم."

وی ادامه داد: "بعد از شب دوم اجرا که به خانه بازگشتم به صورت اتفاقی شاهد سریال تلویزیونی "امیر کبیر" بودم که با راهنمایی محمود استادمحمد شب‌های دیگر بخش‌هایی از سریال را که می‌توانست به من کمک کند می‌دیدم تا فضای مورد نظر نقشم را پیدا و آن را تقویت کنم. به همین خاطر اول به شخصیت خورشید رسیدم و بعد از آن به اتفاقاتی که پیرامون وی رخ داده پرداختم."

+ نوشته شده در  سه شنبه 7 اسفند1386ساعت 14:24  توسط   | 

«تهرن»یك روایت دشوار از مشروطه
تئاتر تهرن دیالوگی است در فاصله دو مونولوگ، نمایش با جملاتی از محمدعلی شاه قاجار پس از به توپ بستن مجلس آغاز شده و با فرمان عزل محمدعلی شاه از سلطنت به پایان می‌رسد. تهرن ‌می‌كوشد داستانی را در فاصله استبداد صغیر روایت كند.
تئاتر تهرن دیالوگی است در فاصله دو مونولوگ، نمایش با جملاتی از محمدعلی شاه قاجار پس از به توپ بستن مجلس آغاز شده و با فرمان عزل محمدعلی شاه از سلطنت به پایان می‌رسد. تهرن ‌می‌كوشد داستانی را در فاصله استبداد صغیر روایت كند.
محمود استاد محمد كه نامش برای به سالن كشاندن علاقه‌مندان حرفه‌ای تئاتر كافی است، پس از پنج سال دوری از تئاتر داستان غریبی را برای به صحنه كشاندن برگزیده است. نمایش تهرن ‌داستان مشروطه را در فضای بنادر خلیج‌فارس روایت می‌كند. استاد محمد مراسم ‌زار وزارگیری را به عنوان بستر كار خود برگزیده است.
در نگاه اول مراسم‌زار كه ریشه در خرافات كهن دارد با داستانی از مشروطه جور درنمی‌آید، اما استاد محمد توانسته‌است روایتی دلنشین از این دو دركنار هم قرار دهد. داستان تهرن حكایت یك مشروطه خواه است كه در جریان استبداد صغیر به یكی از بنادر دورافتاده جنوب كشور تبعید شده است. علی نقی‌خان ملك دیوان با بازی اصغر همت به همراه همسرش خورشید كه دختر ناصرالدین شاه است با بازی هدی ناصح و دخترش تاج ماه با بازی نگار جواهریان به بندری تبعید شده‌اند. حكومت كه از طریق تبعید و تحقیر ملك دیوان نتوانسته او را از راه مشروطه‌خواهی باز دارد با همكاری حاكم بندر سعی می‌كند از راه خرافه و فشارهای روانی زندگی ملك دیوان را پریشان كند.
صاحب زالی، حاكم ظالم بندر، سال‌ها است كه با همكاری «بابازار» به مردم جاهل این بندر حكومت می‌كند. صاحب زالی ابتدا ملك دیوان را به همكاری با انگلیس و خیانت به وطن متهم می‌كند و سپس مدعی می‌شود كه جن بر تاج دختر ملك دیوان مسلط شده است. كهور نوكر صاحب دیوان بیماری صرع دارد و غش كردن‌‌های او كمك بزرگی برای صاحب زالی است كه به مردم ساده‌‌اندیش بندر بقبولاند كه باد‌های كافر بر كهور مسلط شده‌اند.
صاحب زالی خورشید همسر ملك‌دیوان را تا سرحد جنون پیش می‌راند و كهور را به مراسم زارگیری می‌كشاند. ملك‌دیوان دخالت كرده و قصد نجات كهور را دارد كه مردم خشمگین او را به بند می‌كشند و دست آخر بابازار برای كهور فرمان تهرن می‌دهد. تهرن آخر قصه دردناك بیماری است كه بابازار نتوانسته روحش را از چنگ جن خلاص كند. به درمان فردی كه تهرن شده دیگر امیدی نیست و باید او را در كوه هفت‌خواهران به زنجیر كشید تا خوراك حیوانات وحشی شود.
محمود استاد‌محمد در این نمایش از دید خود نبود فرهنگ و عدم شناخت را عامل اصلی شكست مشروطه معرفی می‌كند. خرافه‌زار در تهرن استعاره‌ای می‌شود از بی‌فرهنگی مردم نسبت به مشروطه و مشروطه‌خواهی. نویسنده قصه‌ای زیبا را نوشته است. تلفیقی سخت در نهایت داستانی روان را پدید آورده است. اما روانی متن در اجرا چندان از كار در نیامده است.
از انتهای قصه كه به نظر می‌رسد استاد محمد به سرعت قصه را جمع می‌كند كه بگذریم مابقی داستان قابل قبول است. شاید یك دلیل اصلی افت كیفیت اجرا را بتوان در تعویض دو بازیگر اصلی جست‌و‌جو كرد. در ابتدا قرار بود صدرالدین شجره و پردیس افكاری نقش‌های ملك دیوان و خورشید را بازی كنند؛ اما گویا به دلیل درگیری در پروژه‌های تصویری جای خود را به بازیگران جدید دادند. كمبود فرصت تمرین بازیگران جدید باعث شده است تا كارگردان نتواند به خوبی از تمام ظرفیت‌های بازیگری و قدرت اصغر همت استفاده كند. اجرای برخی بازیگران نیز غلو شده به نظر می‌رسد. ساختار نمایش به گونه‌ای است كه نمی‌توان گفت بازیگران با اجراهای برجسته شده سعی دارند در تماشاگر آشنایی‌زدایی ایجاد كنند.
مراسم زارگیری و فرم‌های طراحی شده برای آن در كنار اورادی كه ادا می‌شوند از نقاط قوت نمایش به حساب می‌آید. استاد محمد با این ارائه نشان داده است در مورد چگونگی اجرای مراسم زار شناخت كافی دارند. حضور خسرو احمدی در نقش صاحب زالی حس یك حاكم مستبد و ظالم را به خوبی القا نمی‌كند به خصوص برای تماشاگران غیرحرفه‌ای تئاتر كه خسرو احمدی را پیش‌تر در برنامه تلویزیونی و در نقش‌های غیرجدی دیده‌اند. موسیقی نمایش كاركردی كاملا پویا و غیرمنفعلانه دارد. موسیقی جنوبی عالی كه تنها رابط بین تماشاگر و فضای یك شهر بندری است. در پس‌زمینه موسیقی صدای دریا و مرغان دریایی كمك فراوانی به القای این احساس می‌كند.
تحلیل: روزنامه دنياي اقتصاد
+ نوشته شده در  سه شنبه 7 اسفند1386ساعت 14:19  توسط   | 

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و هنر - تئاتر

محمود استاد محمد معتقد است: نمايش "‌تهرن" نشان مي‌دهد كه انقلاب مشروطه از دولت انگلستان يا لشكر قزاق روسيه شكست نخورد، بلكه شكست آن به دليل بي‌فرهنگي و عدم شناخت مردم بود كه اين انقلاب در ايران ناكام ماند.

اين نمايشنامه‌نويس و كارگردان تئاتر كه اين روزها بعد از شش سال از اجراي نمايش "ديوان تئاتر ال" مي‌گذرد، نمايش "‌تهرن"‌ را در تالار قشقايي تئاتر شهر در حال اجرا دارد، به خبرنگار تئاتر خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) ‌گفت: انقلاب مشروطه زماني اتفاق افتاد كه مردم ما حتي جامعه شهرنشين و بخش مهمي از خود انقلابيون، شناخت درستي از مشروطه و پارلمانيزم نداشتند و نمايش "تهرن" نيز تلاشي براي نشان دادن اين موضوع است.

به گفته او؛ در نمايش "‌تهرن" مشروطه با فرهنگ "زار" ‌و خرافه‌يي به نام "منتيل پا" رو به رو مي‌شود و شكست مي‌خورد.

استاد محمد درباره توجه به شرايط روز جامعه در نمايش "تهرن" ادامه داد: به شرايط روز توجهي نداشتم، زيرا نمي‌خواستم "افسانه" نمايش را به وسيله شرايط امروز محدود كنم. به ويژه اين كه اين نمايش براي من فرصتي بود تا خرافه "‌منتيل پا"‌، "‌انقلاب مشروطه" و "تهرن" را به‌عنوان آخرين مرحله "زار" با يكديگر تلفيق كنم.

او با تاكيد به نگاه اجتماعي به هنر خاطرنشان كرد: در اين نمايش هم مانند ديگر آثارم نقد اجتماعي مد نظرم بوده است، چرا كه معتقدم اگر هنر و تفكر نسبت به اطراف خودش خنثي باشد، در واقع دچار تناقضي در حد نفي هنر مي‌شود. به همين دليل هنر و هنرمند نمي‌تواند نسبت به محيط و جامعه اطراف خود بدون مسئوليت برخورد كند و اگر چنين شود، بن مايه طرح يك كار هنري دچار بي‌هويتي مي‌شود.

به باور او زماني كه هنر بازتاب دهنده مسايل مردم خودش نباشد، ناچار مي‌شود براي حيات خود به جاي ديگري دست پيدا كند و اين درست همان نقطه‌يي است كه هويت خود را از دست مي‌دهد.

او همچنين دربخشي از اين مصاحبه درباره اجراي اين نمايش در تالار قشقايي گفت: اين سالن براي اجراي "تهرن" هيچ‌گونه تناسبي نداشت، اما انتخاب سالن در اختيار من نبود و به دليل عدم امكانات تالار قشقايي نتوانستيم در ايجاد توهم "افسانه" موفق شويم، زيرا پايان اين كار نيازمند آن بود كه "افسانه" و واقعيت مشروط به وسيله تكنولوژي و تجهيزات صحنه‌يي با هم برخورد كنند و از تلاقي اين دو پديده، حرف اصلي نمايش مطرح شود. اما به دليل نبود امكانات از اين موضوع صرف نظر كرديم.

او در عين حال گفت: البته اين موضوعات را به دليل گلايه و اعتراض نمي‌گويم، بلكه تنها سخن من اين است كه اين سالن مناسب "تهرن" نبود.

استاد محمد با ابراز رضايت از زمان اجراي نمايشش به ايسنا گفت: از آنجا كه گروه ما بسيار گسترده است، فاصله بين اجراي جشنواره و اجراي عمومي به كار ما لطمه بسياري مي‌زد، اما با اين برنامه‌ريزي بعد از مدت‌ها از بودن در يك گروه لذت بردم. چرا كه اساس تئاتر كار گروهي است و با وجود گروه است كه همه كارها ساده‌تر مي‌شوند و همه اعضا كار يكديگر را كامل مي‌كنند.

گفتني است: " تهرن" آخرين مرحله از مراسم زار است كه در آن زاري قابل درمان نيست، بابا زار "تهرن" را اعلام مي‌كند و براي اين مرحله بايد زاري را در كوهي دور از ديد مردم ببندند.

در اين نمايش بازيگراني همچون اصغر همت، خسرو احمدي، نگار جواهريان، شهروز دل‌افكار، هدي ناصح ، فهيمه موسوي، سيامك احمدي ، رويا شجاعي، عرفان ملكوتي ، مريمن بخشي ، علي‌فرح‌راد، سهراب اصفهاني، حمي صفوي برنا، رضا علوي و ندا حاجي‌بابايي ، بهاره دهقاني‌پور، ثمين راحتي، پرديس خسروي و ايده ابوطالبي ايفاي نقش مي‌كنند. طراحي صحنه و لباس كار به عهده مجيد ميرفخرايي است.

طراح گريم: حسام حيدري ، موسيقي: فرشيد اعرابي، مدير صحنه: بهرنگ علوي ، دستيار صحنه: نگار اميني، علي‌اصغر دشتي و مهسا دهقاني‌پور هم به‌عنوان دستيار كارگردان، گروه اجرايي را همراهي مي‌كند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 7 اسفند1386ساعت 14:18  توسط   | 

"تهرن" با تغییراتی در تالار قشقایی روی صحنه رفت


تهران- حیات

محمود استاد محمد گفت: نمایش "تهرن" را با ایجاد تغییراتی در طراحی صحنه و میزانسن در تالار قشقایی مجموعه تئاتر شهر روی صحنه بردم.
محمود استاد محمد کارگردان این نمایش که "تهرن" را در بخش چشم انداز تئاتر ایران در جشنواره تئاتر فجر به روی صحنه برد در گفتگو با خبرنگار فرهنگی حیات گفت: من در طول دوره اجرا همیشه روی نمایش کار می کنم و تغییرات لازم را در آن ایجاد می کنم، نمایش تهرن نیز بعد از چهار اجرایی که در سالن مولوی داشت، در حال حاضر و با ایجاد تغییراتی در میزانسن و صحنه در تالار قشقایی روی صحنه است.
استاد محمد در ادامه افزود: سالن قشقایی نیز مانند تالار مولوی اصلا برای اجرای این نمایش مناسب نبود و از آنجایی که کم کردن تعداد پرسناژها نیز به اصل نمایش لطمه می زد تصمیم در تغییر میزانس های نمایش گرفتم.
وی همچنین در مورد درون مایه و داستان نمایش گفت: "تهرن" اساسا با تمام کارهای من تفاوت های عمده ای داشت و من برای اولین باری بود که در زمینه تاریخی، کار می کنم.
استاد محمد ادامه داد: تهرن به موضوع تبعید خانواده ای در زمان انقلاب مشروطه به خلیج فارس اشاره دارد که این خانواده در دوران تبعید با فرهنگ جن و جادوگری و افسانه ای رایج در آن منطقه آشنا می شوند و به نوعی با این خرافات درگیر می شوند.
 این نمایش با  19 بازیگر تا پایان اسفند بر روی صحنه خواهد بود.

+ نوشته شده در  سه شنبه 7 اسفند1386ساعت 14:14  توسط   |